الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
145
الغدير ( فارسي )
تاريخىشان تنها در پيرامون رويدادهاى همان چند سال معين بوده و بس ؟ و آيا از ميان رويدادهاى آن سالها نيز تنها از پيشامدهائى خبر داشتهاند كه با زمينههاى مذهبى برخورد داشته و بس ؟ يا اين كه موضوعات مورد اطلاع آن دو فقط آن سلسله از حوادث مخصوص مذهبى بوده كه در روزهائى چند از سالهاى معين روى داده و گذشته ؟ و چون اين حوادث ، سنگ زير بنا براى اصول و عقايد و نظريهها بوده خواستهاند تاريخ صحيح را مشوب گردانيده و سرچشمهء صافى آن را با ساختههاى كذائى تيره گردانند و به اين وسيله در آستان كسانى تقرب يافته و صف ديگران را تضعيف كنند ؟ و هر كس كه در اين گزارشها نيك بيانديشد مىبيند كه همهء آنها بافته ى يك دست و زائيدهء يك نفس است و گمان نمىكنم كه اين همه نقاط ضعف آن بر كسى همچون طبرى پوشيده مانده باشد ولى چه كنيم كه دوستى انسان را كور و كر مىسازد . همين دروغها و بافتههاى گوناگون است كه هم تاريخ ابن عساكر و كامل ابن اثير و بدايهء ابن كثير و تاريخ ابن خلدون و تاريخ ابو الفدا را سياه كرده است و هم نگاشتههاى ديگر مردمى را كه كوركورانه راه طبرى را دنبال كردند و پنداشتند آن چه او در تاريخ ، سر هم كرده بنيادى شايسته ى پيروى است كه جاى سخن در آن وجود ندارد با آن كه دانايان از شرح حال روات ، هيچ اختلافى بر سر اين موضوع ندارند كه هر حديثى كه يك تن از حلقههاى زنجيرهء اين سند در ميان راويانش باشد همچون درم ناسره بىارزش است چه رسد كه همهء آنها در زنجيرهء يك گزارش فراهم آيند . آن گاه تأليفاتى هم كه متاخران در روزگار ما بيرون داده و آن را از سخنان بىخردانه اى كه زائيدهء خواستهها و هوسها است پر كردهاند مأخذ همهء آنها همان ياوه هائى است كه چگونگى آن را شناختى و اگر خدا خواهد در مجلدات آينده نمونه اى از آنها را به اطلاعتان خواهيم رسانيد .